محمد نعيم
23
شرح مثنوى ( فارسى )
جواب گفتن هدهد ، طعن زاغ را [ 1230 ] در تو تا كافى بوَد از كافران * جاى گَند « 1 » و شهوتى چون كافِ ران « كاف ران » سوراخ زيرين « 2 » را گويند . يعنى : اگر در تو « 3 » جزوى از كفر و انكار موجود است ، پس جاى گنده و شهوتى مانند كاف ران . قصّهء آدم - عليه السلام - و بستن قضا [ نظر ] او را از مراعات صريح نهى « 4 » و ترك تأويل [ 1249 ] اين همه دانست و « 5 » چون آمد قضا * دانشِ « 6 » يك نهى شد بر وى خطا [ 1250 ] كِاى عجب نهى از پى تحريم بود * يا به تأويلى بُد و توهيم بود ؟ ! يعنى : حضرت آدم كه طغراى عَلَّمَ آدَمَ « 7 » الْأَسْماءَ بر لوح اصطفاى او ثابت بود ، چون غبار قضا آمد ، قضاى دانش آن آدم تنگ شد و در دريافت مراد يك نهى 17 درماند كه اى عجب نهى براى تحريم ارتكاب منهىّ عنه است يا براى كراهت « 8 » و شفقت است ، چنانچه « لا تتّخذوا الدوابّ كراسىّ » 18 و « لا تأكلوا السمك و تشرب اللبن » 19 براى كراهت « 9 » و شفقت است يا در اين نهى تأويل و ايهام است كه معنى بعيد و خلاف ظاهر مراد است كه از شجرهء گندم غير اين گندم مراد است ، چنانچه بعضى علما نقل كردند كه مراد از شجره شجرهء علم بود كه آن علم غير مقرون به عمل است . [ 1251 ] در دلش تأويل چون ترجيح يافت * طبع در حيرت سوى گندم شتافت يعنى : چون در دل آدم تأويل ترجيح يافت كه نهى / B 9 / براى تحريم منهىّ عنه نيست ،
--> ( 1 ) . س ، ش : گنده . ( 2 ) . س : زبرين . ( 3 ) . ش : + مهر . ( 4 ) . س : - نهى . ( 5 ) . ش : - و . ( 6 ) . ش : دانشى . ( 7 ) . س : - آدم . ( 8 ) . ش : كراهيّت . ( 9 ) . ش : كراهته .